maryam santor
مهربانی هایت را دیده ام نه در خواب که در بیدار ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم. اگر ماندن را بخواهی از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق او و آخر حادثه ی من و تو باشد ودل هدیه ای که همیشه در تصرف چشم هایت خواهد بود...
maryam santor
بــــراش بنويس دوستت دارم ... آخه مي دوني آدما گاهي اوقــــات خيلي زود حرفاشونو از يــــاد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پــــاک شدني نيست . گرچه پــــاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ســــاده تره ولي تــــو بنويس .. تو ... بنويس...
maryam santor
آنقدر مــــــرا از رفتنـــــت نترسان !! قـــــــــرار نیست که همیشــــــــه بمانیــم ! روزی همـــــــــــــــــــــه رفتنی انـــد . . ماندن به پای کسی,معرفــــــت میخواهد نه بهــانـــــــه ! راســـــتی میدانی معرفت چیست؟؟؟ بهانـــه را نمیگویم ..معرفـــــــت !!!

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبل