نونا
دلخور که میشوم بغض میکنم می آیم پشت صفحه ی مانیتورم کامنت می نویسم وصورتک میگذارم صورتکی که می خندد! وپشتش قایم می شوم که فکرکنی می خندم و بخندی...! ....اشک هایم می آیند ومن مدام باصورتکهای مجازیم میخندم تو که میخندی باورم میشود شاد میشوم اشک هایم روی گونه هایم میخشکند....!
نونا
نمی دانم دلتنگی ام
برای چیست
و دستهایم چشم انتظار کیست.
در من, کودکی دبستانی
تکیه داده است به دیوار
و مدام به آمد و شدِ مردم نگاه میکند!
نونا
تاب ندارم سخت است با تو هستند جلوتـــر با دیگری یا جور دیگری . ! سخت است چه رنگین کمان نحســـــی !!!!!
نونا
به دنبال ویلچری هستم برای روزگار! ظاهرا پایی برای راه آمدن بامن ندارد...
نونا
خدایا! این روزها کمی مرا تلاوت کن شاید ختم شد جزء هزارم دلتنگی ام.........
نونا
دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی که پشت خوابهای نا آرام تو... چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست... دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم که پشت نگرانی های زنانه ی من... مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم!
نونا
نمي خواستم نبودنت ازشمار انگشتانم بيشترشود...!!! اما اين روزها کاري ازدستانم برنمي آيد
نونا
از آن روز که رفته ای ؛ کارت شارژ ها را سیگار میخرم
و با خیابان ها حرف میزنم !
همینطوری پیش برود . . .
گوشیم را هم باید بفروشم ؛ کفش بخرم ...!!!
نونا
ﭼﻬﺎﺭﻧﻔﺮﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسي ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار كنن ! ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ. ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند ﻧﻔس زدنشون ﻣﯿﺎﺩ،ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بكن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره؟!؟!! بهش گفت بابا راننده منم،فقط بگين چي شده؟؟!
نونا
بمیرم من!... فهمیدم نمی مانی... دیدم میروی... رفتی! بازهم ایستاده ام نگاه میکنم... اخرمیکشدمرااین غرورلعنتی
نونا
بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی …
نونا
حوصله ندارم..... اعصاب ندااارم... دلم گرفته..... گرسنمه... خوابم میاد.... دلگیرم از خودم.....از حرفایی که نباید میزدم.
نونا
بـایـد حـواسـم را بـیـشتـر جـمـع کـنـم آن قـدر جـاذبـه داری کـه تـا بـنـد افکارم را شـل مـی کـنم تـنـهایم مـی گـذارنـد دور تـو جـمـع مـی شـونـد !
نونا
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یادببرد....وچقدر بایدبگذرد تابتوان دیگر او را دوست نداشت....
به امید خدا روز های شاد برایت ارزو دارم
13 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایلممنون عزیزم
13 سال و 3 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبل