نونا
من چشم هام افتاده اند ! دست هام افتاده اند ! من از بازار افتاده ام , از سکه ... ديروز خودم را ديدم ؛ شانه افتاده! داشت مي رفت بميرد !!
نونا
به مامانم ميگم؛خارجيابه سوپ ميگن استارترنه شام؟ مامان گفت؛بابات خارج رفته يااون عمه گوربه گورشده ات!!! اصلن لزومي نداشت به عمم اشاره کنه ها فقط ميخواست به من بفهمونه عمم عددي نيست
نونا
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
نونا
فقط یه سوال دارم ازت... حفظ غرورت تونست جای خالی منو برات پر کنه.....؟؟؟؟
نونا
آینه بهترین دوستمــه !! چون وقتی گـریـه میکنم ، نمی خنده …
نونا
لعنت به خیابان هایی که فروختن “مواد” درآن آزاد است اماگرفتن “دستان” کسی که دوستش داری درآن جرم است!!!
نونا
همه چیز را هم که تقصیر من بدانی عاشق شدن من تقصیر توست...
نونا
تــــــــمــام مـیشــــوم شـــــــبـی! فــکــــــــرش را نـــــــــــمیـکند یـــک روز مــــــیــآیـد کــه دیـــــــگـر نــــــــــــــه مــــن هــســــــتم نــــــــــــــه ایــن کلـــــــمـات ... .
نونا
من که در این جمع گذشتم از هر چه آرزوست دست غم دیگر چه میخواهد از تن تنهای من ؟!