melodi
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند !
melodi
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی / اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی .
melodi
توی روزگاری که دل واسه ی شکستنه / قیمت طلای دل قدر سنگ و آهنه /بین این همه غریبه یه نفر مثل تو میشه/آشنایی که تو قلبم می مونه واسه همیشه .
melodi
پروانه شدم تا که چو پروانه بمیرم / با یاد تو در گوشه ی میخانه بمیرم / پروانه شدم تا هدف عشق بپویم / آنگاه ببین تا چه غریبانه بمیرم .
melodi
آنجا که تو هستی دگر رهگذری نیست / غیر از غم دوریت مرا همسفری نیست / خواهم که به سویت پر پرواز در آرم / افسوس که از بخت بدم بال و پری نیست .
melodi
درون دل که پیدا نیست / پر از زندان و زندانیست / تو را محکوم دل کردم / نمی دانم دلیلش چیست / سبب شاید همین باشد / بدون تو نباید زیست .
melodi
میل دریا گر کنی من دیده را دریا کنم / میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم / نا امیدم گر کنی میمیرم اما ، باز هم / در همان حالت که میمیرم دعایت میکنم .
melodi
در حضور خارها هم می شود یک یاس بود / در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود / می شود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود .
melodi
هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم / حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یک طرفه برای تو میمیرم .
melodi
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی / اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی .
melodi
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند !
melodi
از اوج فلک ستاره چیدن سخت است / دور از منی و به تو رسیدن سخت است / ای دوست که بی تو زندگی زندان است / بدان که از تو دل بریدن سخت است .
melodi
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس / ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس .
melodi
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم / ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
melodi
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست / حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست / بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست .