امروز سوار تاکسی شدم بیام سر کار (صندلی عقب نشستم) وسط راه یه دختر 24 - 25ساله کنارم نشست منم مجبور شدم وسط بشینم... تا نشست کیفشو فـــــــرو کرد بین من و خودش بعد بهم گفت آقا به کیفم فشار نیار شکستنی توشه... من: :O خانوم محترم کیفتو فرو کردی تو کلیم الان کلیم به قلبم پیوند خورده طلبکار هم هستی؟؟؟؟؟؟ خانومه: اون رون و ک*ن گنده ات رو اگه لاغر کنی این اتفاقا نمیوفته ، ایــــــــــــــش، آقای راننده ایشون رو پیاده کنین من کرایه ایشون رو 3 برابر میدم بهتون عقب مسافر سوار نکنین، مزاحم من شده هی پاشو میزنه به من. راننده: بله چشم خانوم. زد کنار من و پیاده کردن رفتن :O تا 2 ساعت و نیم تو شوک بودم آخه راننده انـــــــــــــــــقدر پول دوست؟؟؟ از هیچی شانس نیاوردیم ما : ((
مردان در مسیر عشق به وسعت نامتنهای نامردند گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همین که مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جا می آورند! (دکتر شریعتی) user_wall_11034145 مردان در مسیر عشق به وسعت نامتنهای نامردند گدایی عشق می کنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند اما همین که مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی به جا می آورند! (دکتر شریعتی)