Omid Saberi
من تورا همچون اهورا من تورا همچون مسیحا من تورا تا بی کران ها من تورا تا کهکشان ها از زمین تا آسمان ها دوست دارم.
Omid Saberi
یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟ چند دقیقه با خود فکر کنید (پاسخ در دیدگاه)
Omid Saberi
منم و این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه/منم و این عکس کهنه که از گریه م دلخور نمیشه/منم و این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره/منم و این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره
Omid Saberi
بخار شیشه ایم ، نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !