OMID
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما ، همه از من گریزانند ، تو هم بگذر از این تنها
OMID
در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ / تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟ با آنکه ز ما یاد نکردی / ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی ؟
OMID
تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است ، تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است
OMID
چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی
OMID
در تمام عمرم جز تنهایی و تفکر و غم و عشق ، سرگرمی ای نداشته ام !
OMID
خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم
OMID
هیچگاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نا امید نشو ، چرا که آرام جان دیگری در راه است .
OMID
پرستو ها چرا پرواز کردید / جدایی را شما آغاز کردید خوشا آنانکه دلداری ندارند / به عشقو عاشقی کاری ندارند
OMID
سالها بگذشته از میلاد من کی یکی مردانه باشد یاد من منو یک تنهایی و یک شمع روشن خدایا نکند باد بیاید
چاکرتیم پس ما رفتیم

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 38 دقيقه قبل