OMID
نقــاش خــــوبی نــــبودم... .. اما .. ایــن روزها... .. به لطـف تــــــــــو... .. انـــتظار را .. دیـــدنی میكــشـم
OMID
بنويس اي سنگتراش عاقبت شدم فداش ، بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش
OMID
دلم مثل دیواری می مونه که هنوز ایستاده ، با آجرهایی که تک تکشون شِکَستَن …
OMID
کاش میشد مثل یک “در” به رفتن و آمدن آدمها عادت کنیم …
OMID
آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من … جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد، مثلا آغوش تو ؛ جان میدهد برای جان دادن …
OMID
دل مثل چسب میمونه ، چند بار که بِکَنی دیگه نمی چسبه !
OMID
امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را …
مرسی از لطفت
13 سال و 7 ماه و 18 روز و 11 ساعت و 26 دقيقه قبل

13 سال و 7 ماه و 17 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل