OMID
همه شب نالم چو نی که غمی دارم ، جان بردی از ما نشدی یارم با ما بودی بی وفا با ما بودی بی وفا رفتی چو بوی گل به کجا رفتی؟ تنها ماندم تنها رفتی
OMID
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود وقتی دلی برای دلی تنگ می شود.
OMID
زندگی چه با خلاف چه بی خلاف چه برخلاف میگذرد …
OMID
دل من همانند اتوبوس های شهر شده ! غصه ها سوار میشوند فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم : دیگر سوار نشوید !!! جا نیست …
OMID
آدمای دلتنگ … وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری … یکم ثابت میشن ؛ یواش یواش چشماشون پر اشک میشه …
OMID
گاهی تنها ماندن بهای آدم ماندن است !
OMID
کوه چون سنگ بود تنها شد ؟ یا چون تنها بود سنگ شد؟ من که نه سنگ بودم و نه کوه ، چرا تنها شدم ؟
OMID
دوستان فعلا خدانگهدار همگی
OMID
و چه لذتی است در تنهایی باور نداری ؟ از خدا بپرس . . .