OMID
ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ / ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ / ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
OMID
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش “علف هرز” و “گل سرخ” یکیست..
OMID
دیواری ساخته ام از جنس غرور با بافته ای از باورهایم تا در روزهای تنهایی و دلتنگی به آن تکیه کنم . . .
OMID
وقتی بهت خیانت میکنن تنهایی از همه چی بهتره . . .
OMID
دروغ میگفتن که “ها” علامت جمع است ، پس چرا وقتی تن + ها را جمع کردم ، خودم ماندم و خودم ؟
OMID
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟ اینکه هر کاری در توانت هست براش انجام بدی ، بعد برگرده بگه: مگه من ازت خواستم !
OMID
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام / لاله پژمرده و زندانی ام بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام . . .
OMID
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن … دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن … چون به قلب همدیگه زخم زدن نمیتونن دشمن همدیگه باشن … چون زمانی عاشق بودن … تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن…
OMID
همهٔ رابطهها با جملهٔ ” تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه . . . و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای ” ختم میشه . . .
OMID
از اسب که بیفتی اسیر سرزنش خاک می شوی در این سرزمین ، سقوط آزاد هم ممکن نیست …
OMID
باز باران آمد از هوا یا ز دو چشم خیسم ؟ نیک بنگر ! چه تفاوت دارد . . .
OMID
بـه فـــقـر احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم ! نــسلی که دردش را ، کیـبـوردها .. پیامک ها .. و .. تـلفن هـــای پـی در پـی مـی فهمـــنـد …