OMID
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به ...
OMID
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم
OMID
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی "تنهایی" ما مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا
OMID
کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می شوم در این "تنهایی" / لطفا کمی آغوش برایم بفرست
OMID
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده… دست به خلاف بزنیـم…! من اندوه تـــو را مـــی دزدم…! تو تنهـایـی مـرا…!!
OMID
بازی خوردیم بیا برگردیم دیگر خدا هم حوصله ی گذاشتنِ پایانی برای این قصه ندارد آدم ها ما را تحسین نمی کنند آنها به دنبال منظره ای هستند تا سیگار خود را خالی نکشند منظره ی افتادنِ من منظره ی گریه های تو بگذار کمی گریه کنم آرام که شدم میروم با خدا حرف میزنم تا یکی از ما را ببرد اینگونه شاید قصه به پایان رسید کلاغی هم دربدر نشد آمارِ سیگاری های این شهر هم بیشتر شد.
OMID
نه از تو ! نه از زمانه ! نه از زمین ! که من از دست خویش خسته ام ! از این ذهن پریشان ! از این احساس در آلود ! از این هزیانهای گاه و بی گاه ! از این سیگار ! از این روح سردر گم ! چرا بیراهه بروم . . . من از دست خودم خسته ام
OMID
بر انچه گذشت انچه شكست انچه نشد انچه ريخت حسرت نخور.. زندگي اگر اسان بود با گريه اغاز نميشد..
OMID
بعضی از حرف ها رو نمیشه گفت باید خورد"ولی بعضی هارو نه میشه گفت نه میشه خورد.میمونه سردل"میشه دلتنگی"میشه بغض"میشه سکوت"میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چته؟!
OMID
امشب زغمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت........
OMID
امشب زغمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت........
OMID
تو ميروی من می مانم اشک می ماند و همين يادداشت