@aloNE** من نشانی از تو ندارم ولی نشانیم را برای تو مینویسم : در عصر های انتظار به حوالی بی کسی قدم گذار خیابان غربت را بیدا کن وارد کوجه تنهایی شو کلبه غریبی ام را بیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب ارزوی رنگی ام در کلبه را باز کن به سراغ بغض خیس بنجره برو حریر غمش را کنار بزن مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق اشک پشت دیوار تنهایی ام نشسته امــــ
@aloNE** هرگز به دست اش ساعت نمی بست روزی از او پرسیدم پس چگونه است که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟ گفت: ساعت را از خورشید می پرسم پرسیدم روزهای بارانی چطور؟ گفت: روزهای بارانی همهی ساعت ها ساعت عشق است! - راست می گفت یادم آمد که روزهای بارانی او همیشه خیس بود-
@aloNE** آغـــوشِ تــــــــــــــــو مترادفِ امنیــتــــ است ...* آغـــوشِ تــــــــــــــــو ... ترس هـــای مــرا می بلعــ ـ ـ ـــد ... آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنی پایـــان سر درد هـــا ... یعنـــی آغــازِ عاشقــانه ترین رخـــوت هـــا ... آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنـــی من خوبم... بلنـــد نشـــوی بروی یک وقت ... مـــ ❤ـن از بازگشـــتِ بی هــوای ترســــ ها می ترســـم ... !!
@aloNE** تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم و این یعنی تنهایی
چه زود به زود تلنگر ميزني

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبلاومدم تو پروفايلت ببينم كيه داره هي تلنگر ميزنه بشناسمش لااقل
الآن شناختی؟
13 سال و 10 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبلنه
13 سال و 10 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 31 دقيقه قبلبايد بشناسم؟