OMID
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .
OMID
قمار زندگی را به کسی باختم که “تک دل” را با “خشت” برید، جریمه اش”یک عمر” “حســــرت” شد، باختِ زیبایی بود ……! یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش !!!یاد گرفتم به “دل”، “دل” نبندم … یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم .. “دل” را باید “بُــر” زد جایش “سنگ” ریخت ..که با “خشت” “تک بــُری” نکنند . . .
OMID
رفتي سفر كه عاشق تر شوم كارم از عاشقي گذشته مجنونم برگرد...!
OMID
همیشه رنگی از وابستگی را بر قلب خود خواهم زد تا راهی باشد برای رسیدن تو که لایق وابسته بودنی دوستت دارم
OMID
مثل آن است که شاهرگ بغضم را زده باشند بَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند نمی آید ؛"""اشکـــــهایم"""
OMID
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه … اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت .
OMID
سال گذشته شوهر کارل در یک حادثهی رانندگی کشته شد. جیم که ۵۷ سال داشت داشت در فاصلهی میان منزل تا محل کارش در حال رانندگی و رانندهی دیگر یک جوان مست بود. در این حادثه، جیم در دم جان باخت و جوان مست ظرف کمتر از دو ساعت از بیمارستان مرخص شد. نکتهی ظریف اینجا بود که آن روز، روز تولد پنجاه سالگی کارل بود و در جیب جیم دو بلیط هواپیما به مقصد هاوایی پیدا شد. گویا جیم قصد داشته همسرش را غافلگیر کند که اجل مهلتش نداد و به دست رانندهای مست کشته شد.
OMID
قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشهی عشق قهرمانان را بیدار کند.
OMID
انسانها ناگهان شکسته و پیر نمی شوند این ماییم که دیر به دیر نگاهشان می کنیم…
OMID
درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو ! استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !