واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
روزه مال ِ اونه، نه من ِ لاغر، اما من روزه میگیرم، هرچند میدونم گاو ِ چاقی که تو مزرعه داشت میچرید و اون آدمی که توی مکان ِ عمومی داشت تکدانه میخورد، نه ارزش به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر دارن، نه میخوان بفهمن. این وسط فقط من گشنه تر و تشنه تر میشم ...
همانا مسلمان ترین شما کسی است که بتواند در ریکیاویک پایتخت ایسلند و شمالی ترین پایتخت جهان روزه بگیرد! اذان صبح (امروز) : 1:31 طلوع آفتاب(امروز): 3:06 غروب آفتاب (امروز) : 23:56
یاد اون روز بخیر که حرارت نگاهت قلبمو سوزوند...قلبم از جاش پرید و از دستم دررفت...گمش کردم...همون قلبی که بعدها همه میگفتن اصلا از اول نداشتیش...یادته؟
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی