واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
هرروز با هــزار قلـم آرایش من را مـی دیـدی... یک روز تنبـلی ام آمـد! سـر ِقـرار... ازکنـارت رد شـدم اگر صـدایت نمـی کـردم قدمهایت را در آن کـوچـه ادامـه مـی دادی . . . بـدم مـی آیـد از مـردمـانـی کـه عقلشــان در چشمشــان است
در آغــوشت که جا میگیرم ، عمیق تر گُنـــــاه میکنم ! من این جهنـــم را که هوای بهشتی دارد ... با هزاران بهشتــــ خدا که بی تو هوای جهنم دارد ، عــــوض نــمــیـــکـــنــــم ...!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی