دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یک روز یه قناری خوشگل دست یک نفر دیدم گفتم فروشیه ؟ گفت نه ، رفیقمه
به سلامتی همه اونایی که رفیقاشون رو نمی فروشن‎ !!‎

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من رشته ی محبت تو پاره میکنم،شاید گره بخورد به تو نزدیک تر شوم‎

این ارسال را بازنشر کرده است.
*mahsa*
*mahsa*

@آقـا اَمـیـن معذرت میخوام

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قسمت این است که درفاصله هاپیرشویم،واسیرشب تنهایی تقدیرشویم،قسمت این است که یک عمرمسافرباشیم تاازاین دورزدن های زمان سیرشویم..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سلامتی انهایی که تا یادی ازشون نکنی یادی ازت نمیکنند…

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق هر کسی لایق آن نیست که برادر باشد . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

همدیگر را فراموش نکنیم،شاید سالها بعد در گذر جاده ها بى تفاوت از کنار همدیگر بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود…

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دیگر احتیاط لازم نیست شکستنی ها شکست…. هرجور مایلید حمل کنید

meysam
meysam

وقتی زیادی به کسی بگی دوست دارم خیال میکنه احساستو به حراج گذاشتی تو حراجی هم چیز خوبی گیر آدم نمیاد پس به سلامتیه اونایی که ظرفیت شنیدنش رو دارن

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ
در حلقه

من هنوز هم برای برخاستنم بر روی واژه هایی دست میگذارم که مرا بر زمین کوبید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید کمال
سید کمال
در دوره

میدانی... یک وقتهایی باید روی یک برگ کاغذ بنویسی: تعطیل است... و آن را بچسبانی پشت شیشه افکارت و به خودت استراحت بدهی.. دراز بکشی.. دستهایت را زیر سرت بگذاری.. بیخیال سوت بزنی.. به آسمان خیره شوی.. در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند.. با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
xztohbdi1f5aefob8hv.png سید کمال
در دوره

قدم زدﮯ بر کویرِ تفتیده ﮯِ دلم ، جا پاﮯِ قدم هایت ، هر دم ، ""گلـﮯ"" روئید و مـטּ مستِ رایحه ﮯِ قدم هایت شده ام ... ~>بد مستـﮯ مـﮯآورد تنفس در هواﮯِ گامهایت ... تـو شـعـار عیـنـیـت یافتـه ےِ منـﮯ ، مرد حاکم بر {♥} َم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید کمال
سید کمال
در دوره

ﮔﺎﻫـﮯ ﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ ﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

هـــــــی لعـــنتی میخواهم توصیفـــــــ ات کنم... خیاطــــ نبودی... اما خوب وصلـــه های جور واجـــــور به من زدی آشپـــــــــــز نبودی.. اما چه آش چــــــــربی برایم پختــــــــــی کفــــــــاش نبودی.... اما چه به اندازه کفش رفتن ام را دوختـــــــی ومــــــــــــن... دیوانه نبودم.... اما چـــــه دیوانه وار دوست اتـــــ - ـ میدارم هنـــــــــــوز..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
Montakhab12_003.jpg سید کمال
در دوره

بعضی ها.... بعضی ها را باید از دور دوست داشت ... نزدیکشان که بشوی ؛ می فهمی چه میگویم ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.