واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
چه موجود عجیبی است این انسان...! وقتی صدایش می کنی، نمی شنود... وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند... ... ... وقتی دوستش داری، به فکرت نیست... اما.......... وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته... وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای... وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی...!
بلد نیستیم جواب بدیم ایگنور میکنیم .ابروی کشورموونو پیش این کافرا بردم حالا خوبه من ایلتس دارمو اینجووریه به زبوون کوچه باغ خودشون میحرفن خو تخصیره من چیه
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 13 روز و 13 ساعت و 42 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی