واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@آناهیتا وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم!!! کاش کوچیک می موندیم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم باز کسی حرفمون رو نمیفهمه
کسی حرف منو اینجا نمیفهمه.... مرده ، زنده، خواب و بیدار نمیفهمه.... کسی تنهائیمو از من نمی دزده.... حرف ما را در و دیوار نمیفهمه... واسه تنهایی خودم دلم میسوزه... قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!
وقتی دلت میگیره میری تو فکر به کسی فکر میکنی که نمیتونی اسمشو بلند فریاد بزنی اما یادت نره تو یه همدم تنهایی هم داری اشکات، اشکات تورو خیلی دوست دارن و همیشه یار دلتنگیهای تو هستن پس وقتی دلتنگ میشی مواظب اشکات باش چون خیلی با ارزشن...
حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس را از نقشه جهان پاک کردی مبادا غرق شوم در رویایت باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند - یک نفر با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش - تو را دوست میداشت
دلم بهانه ات را می گيرد چقدر امروز حس می کنم نبودنت را صدايت در گوشم می پيچد ومن بی اختیار می گويم: جــــــــــــانم . . . مـــــــــــــــرا صدا کردی؟؟
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 51 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی