واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
سلام دوست عزیز به #دنبالر خوش اومدی
برای تمایز از سایر کاربرا یه آواتار واسه خودت انتخاب کن البته در صورت تمایل
اینم راهنمای کامل سایت ==>
------------------------------------------ @گـلـپــری
سلام دوست عزیز به #دنبالر خوش اومدی
برای تمایز از سایر کاربرا یه آواتار واسه خودت انتخاب کن البته در صورت تمایل
اینم راهنمای کامل سایت ==>
------------------------------------------ @گـلـپــری
سلام دوست عزیز به #دنبالر خوش اومدی
برای تمایز از سایر کاربرا یه آواتار واسه خودت انتخاب کن البته در صورت تمایل
اینم راهنمای کامل سایت ==>
------------------------------------------ @گـلـپــری
من : مامان شام چی داریم گشنمه! مامانم خطاب به بابام : شما شام میخوری ؟ بابام : نه! مامانم خطاب به من : من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره ، خودت پاشو یه چیزی بخور! من ... سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم ، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن! بابام : نمیدونم چرا گشنه ام شد ، من فقط یکی دو لقمه میخورم خانم شما نمیخوری ؟ مامانم : من ؟ نمیدونم ... حالا یکم میخورم دیگه !!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی