آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
آבمهآ ... چـــ ﮧ موجوבاتَ בلگیرے هستنـב ... وقتــے سوزنشانَ را نخ مــے کنــے ... برایتَ בروغ مــے بافنـב ...!!!
آقـا اَمـیـن
دریاها نماد فروتنی هستند. در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند.
آقـا اَمـیـن
آدمای دلتنگ... وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن... یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری... یکم ثابت میشن... یواش یواش چشماشون پر اشک میشه
آقـا اَمـیـن
مــی خواهــم ببینــم تا کــی طاقت می آورم دور از حــرف هایتـــــ لبخنــد هایتـــ بودنتــــ و تنهــا با اسم تــو بر روی مــچ دستــم ســر کنــم ...
آقـا اَمـیـن
میبینی طرف " داغونه " داره میمیره از " ناراحتی " !! حداقل بلد نیستی " دلداری " بدی لال شو هی نگو " من که بهت گفته بودم" !!
آقـا اَمـیـن
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم ... تازگی ها کوتاه زندگی میکنم یا شاید کوتاه بمیرم نمیدانم...
آقـا اَمـیـن
لذتی که توو" گــــاز گرفتن "عشقتون هست ؛ عـمــــــــــراً تو بوسیدنش نیست ... !!!
آقـا اَمـیـن
قمار دل بازنده ای ندارد کا[!]ت پای تو وسط باشد یا بهشت را می برم یا جهنّم را
آقـا اَمـیـن
نــه تنهـــا ترکت می کنند ... حتـی وقت رفـتن بــا تمام پـــر رویی دستــور هم میدهند : مواظب خودت بــاش ... !!
آقـا اَمـیـن
چندیست که عشق تحقیر شده است / و هی با کلمات نامربوط تعبیر شده است گناه ، هوس ، بازیچه / چون قفل به گردنش زنجیر شده است . . .
آقـا اَمـیـن
خودمـ به خـودمـ زنـگ مـے زنـم پـر از حـرفـــ هـایـے هـسـتـمـ که نـگـفـتـه مـے فـهـمم پـر از حـرفـــ هـایـے که حـتـے یـک کـلـمه اش را ... خـودمـ هـمـ نـمـے فـهـمـمـ بـگـو دیـوانـه اسـت بـگو پـریـشـان بـگو افـسـردهـ بـگو بـے کـار (!) خـود خـور هـر چـه ... اصـلا روانـے ! بـگـو تـنـهـا کَسـے کـه ایـن روزهـا بـراے خـودش وقـت دارد کـسـے که صـادقـانـه حـتـے خـودش را هـمـ نـمـے فـهـمد .../.
آقـا اَمـیـن
عزيزم بی خبر رفتن مبارك شنيدم رفته ای بی من مبارك نشستی با رقيبم دوش در دوش سر سفره بله گفتن مبارك
آقـا اَمـیـن
جهــــان را یخ گــــرفت از آه ســــــــــــردم زمیــــن لـــرزید از این فـــــــــریـاد و دردم در اینجـــــا در مـــزار بیکســــی هـــــــــــا همیشــــــه گــــریه کــــردم گــریه کــــــردم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی