آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود با من که آشنای تو بودم ، غریب بود بود و میهمان و تو و ماه و آسمان زیبا خیال می کنم او یک رقیب بود
آقـا اَمـیـن
دارم از تو مینویسم تو یه روز سرد برفی .. قلمم نمینویسه میگه تو نداری حرفی
آقـا اَمـیـن
سه غم آمد به جانم هر سه یک بار غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره دارد غم یار و غم یار و غم یار
آقـا اَمـیـن
عکست می رقصد !!! وقتی با چشمانی مملو از اشک به آن خیره می شوم...
آقـا اَمـیـن
کاش تکیه می دادی به من و مدام شعر می خواندی؛ شعر شعر شعر عمری بیهوده نمی گذشت...
آقـا اَمـیـن
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم……. روی آن نقطه هم میخ میکوبم و قاب عکس تو را می آویزم...
آقـا اَمـیـن
نـگ و رو نـمـانـده بـر دسـت و دلـم خـواب مـی مـانـم سـر هـمـه ی قـرارهـا و روسـری هـایـم چـروک اسـت هـمـه از روزی کـه سـر هـیـچ قـراری انـتـظـار تـو پـیـدا و لـبـخـنـد تـو پـهـن نـیـسـت . . / .
آقـا اَمـیـن
بس که نام ترا سینه زدم خورشید هم برای من ناز می کند ! لعنتی فکر می کند گل آفتابگردان منم !..
آقـا اَمـیـن
اگرنسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که بیادت می وزد
آقـا اَمـیـن
آدما از جنس برگن/گاهی سبزن گاهی پاییزن و زردن زمستون دیده نمیشن/تابستون سایه بون سبزن آدما خیلی قشنگن حیف که هرلحظه یه رنگن
آقـا اَمـیـن
آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ، چه قدر دوســتت دارد ! و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد !
آقـا اَمـیـن
نسل من و تو نسلي بود که ؛ يواشکي بوسيد ، نوشيد ، خنديد ، حرف زد ، فکرکرد ، اعتراض کرد ، گريه کرد ، آرزو کرد ، دعا کرد ، درد و دل کرد ، انتخاب کرد ، عاشق شد ... به سلامتي " يــواشــکــي " که اگه نبود ، نسل من و تو منقرض ميشد ...
آقـا اَمـیـن
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
آقـا اَمـیـن
شبیه کسی شده ام که پشت دود سیگارش با خود می گوید : باید ترک کنم ! سیگار را ، خانـــه را ، زندگی را ، و باز پُــکــی دیگر می زند
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی