آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
از سرگشتگی های دنیا و روز گار خسته و دل نگرانم می خواهم دیوار های فاصله را کنار بزنم چرا که به این ایمان و باور رسیده ام که هیچ کس جز تو فریاد رسم نیست
آقـا اَمـیـن
راه به پايان رسيده و من . . . در آخرين بن بست داد ميزنم . . . ... داد ميزنم . . . آه خدا يا مسير اشتباه بود
آقـا اَمـیـن
سكوت . . . افشره اي است از . . . احساس زيباي من به تو احساس زيباي تو به من سكوت . . . كلامي است از بيتابي هايي كه كلامي برايش خلق نشده است سكوت ميكنم سكوت ميكني و راه مان آغاز مي شود. . . گيسوي طلاييت را بر باد بسپار . . .
آقـا اَمـیـن
هزار بار گفتم با این باد های هرزه نپر به آنها نخ نده حالا . . . بالای آن دکل با سیم های لخت فشار قوی دست و پنجه نرم کن باد بادک جوان . . .
آقـا اَمـیـن
زندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري ست، لطفاً صـَــــبر کـُــنيد... اينجـا سُــــرعت خوشــــبختي بسيار کــــم اَست...! تـــا زِندگــــــــي ات لُـود شـــــــود عُمـــــــــرت تمـام شــده.
آقـا اَمـیـن
ظرافت مے خواهد بلدے مے خواهد ، زن ها به نحوه ے جدا شدن حساسند ، به آخرین تصویرے که از شما در ذهن دارند . . . مراقب باش !
آقـا اَمـیـن
از خــودم یک انبــآرﮮ سـآختــم بـ ـآ این حرفهــآﮮ تلــنبـآر شــــده !! کـآش مثـلِ قدیمهــآ بیــآﮮ و بگــــــویـﮯ : " اگــر حرفهـآتُ بـﮧ من نگــﮯ بــﮧ کـﮯ بگـﮯ ؟! "
آقـا اَمـیـن
خسته تر از آنم که لیوان چایی آرامم کند، آغوش گرم تو را می خواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لابه لای شاخه ها سرک می کشد
آقـا اَمـیـن
مـــن عادتـــــ دارم نگاه کنمـ به آدمهایی که از دور میـ آیند تا آنـ زمان که ثابـــتـ شــــود " تـــــــو" نیستنــد ...
آقـا اَمـیـن
كوچه ها را بلد شدم...مغازه ها را...رنگ هاي چراغ قرمزرا...حتى جدول ضرب را...وديگر در راه هيچ مدرسه
اي گم نميشوم...اما گاهى ميان آدم
ها گم ميشوم...آدم ها را بلدنيستم!
آقـا اَمـیـن
این روزها تمام زندگی آدم ها دارد بو میگیرد بوی گند ِ دل بستگی های پنهانی
آقـا اَمـیـن
از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ
گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
آقـا اَمـیـن
منتـــظر هیــــچ دستی در هیــــچ جای این دنیــــا نبـــاش
اشک هایت را با دست های خـــودت پــــاک کن که همه رهگـــــذرن
آقـا اَمـیـن
گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است داشتن ِ بعضی ها تنهاترت می کند. . .
آقـا اَمـیـن
از خون دل گِل ساختم خون دل خوردم ز گِل گِل ساختم زین سبب گِل محرم راز من است نامه عشاق دمساز من است
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی