آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
مردمانی هستند که میخواهند بدانند تو چه مرگــــت است ! و وقتی بفهمند چه مرگــــت است ... بهت میگویند : بس کن ! اینجاست که سکوتـ معنا پیدا می کند ؛ و تنهـــــــــــــــــــــــایی می شود تنها چاره ... !!!
آقـا اَمـیـن
مـنـتـــــــظـرم ... مـنـتـــــــظـر ِ یِک مـعـجـزه ی نـزدیـک نـه دور نـه خـیـلـی دیــر و نـه غـیـــر مـمـکـن. هـمـیـن کـه بـرگـردم تـــــو مـنـتـــــــظـرم بـاشـی . . .
آقـا اَمـیـن
پدران ما جمله عاشقانهاي به مادرانمان نگفتند ...! شعري از نيما و سهراب برايشان نخواندند ...! شعر کوچه را از بر نداشتند ...! چگونه بود که تا هميشه کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهايي که ما نه به آن ميرسيم و نه از آن ميگذريم ؟!! "حتي به بهاي گذشتن از هم" !!
آقـا اَمـیـن
خسته ام از حبس دیوار و قفس خسته ام از حجم سنگین نفس خسته ام از ابر و باران و غبار از طلوع و از غروب این دیار... . .
آقـا اَمـیـن
خیلی عجیبه...
آدما واسه اینکه سرپوشی به گندکاریهاشون بذارن ...
با تهمت زدن به بقیه اقدام میکنن...
تا بتونن اعمالشون رو نظیف جلوه بدن ...!!!
ولی بازم نمیتونن ...
آقـا اَمـیـن
کــاشـــ میـــــــــ دانـستـمـــ چــطـــور بــ ه صبـــح بـرسـانـمــــ تــمـــامـــِ شبــــ ـــهـایـی را کـــ ه بــا رفـتـنـتـــــ یــلـــدا شـــدنـــد ...!!
آقـا اَمـیـن
حكايت جالبى است كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمى كنند.
آقـا اَمـیـن
چنـــد وقتیست هـــر چـــه می گـــردم هیـــچ حرفـــی بهـــتر از ســـکوت پیـــدا نمی کنـــم...
آقـا اَمـیـن
قوانین علم را بر هم زده ای... نبودنت وزن دارد تهی،اما سنگین...
آقـا اَمـیـن
اگه شكلات بودى شيرين ترين بودى اگه عروسك بودى زيباترين بودى اگه شمع بودى روشن ترين بودى و تا زمانى كه دوست منى عزيزترينى.
آقـا اَمـیـن
یک وقتایــــی هســت کـــه بایــد لـــــم بدی یه گــــوشه... و جــریان زندگیــت رو فقـــط مــــرور کنی. بعــدشم بگـــی: "به سلامتــــــــی خــــودم که اینقـــدر تحمـــل داشتـــم.....!
آقـا اَمـیـن
يك متن ساده را صد بار مي خوانم و هيچ نمي فهمم اش! نگو كه رفتنت عوارضي نداشت ...
آقـا اَمـیـن
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز راحت باش تا دلت میخواهد خطا کن ..
آقـا اَمـیـن
تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی