واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اگر یکه باشی به نام آوری اگر مهر باشی به روشنگری اگر روزگاری تو را برنهند نگین حکومت بر انگشتری دو صد حشمت آنچنانی تو را نیرزد به یک لحظه بی "مادری" به سلامتی تمام مامانا که اینقد اذیتشون می کنیم ولی اونا...
یه شب خونه نرفتم، فرداش مامانم پرسید کجا بودی؟ گفتم پیش دوستم مامانم به 10 تا از دوستام زنگ زد 8 تاشون گفتن این جا بوده دو تاشونم گفتن هنوز اینجاس خوابه بیدار شد میگیم زنگ بزنه
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی