واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یه بار کلاس سوم که بودم یادمه زنگ فارسی معلم اومد سر کلاسrبا صدای بلند گفت :بچه ها کتابها را بگشایید nما هم همه باهم کتابارو باز کردیم و یکصدا گفتیم :گشاااااادیم
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار پسر همسایمون رو با صدتا دوز و کلک فرستادم تو یه بشکه و از سرازیری پرتش کردم پایینrnمامانم تا یه هفته روانکاویم میکرد بخدا
الان تعداد دخترا از پسرا تو سفره خونه ها که دارن قلیون میکشن بیشتره! فک کنم پسرا میرن کلاس گلدوزی و سفره آرایی! تازه وقت آرایشگاه هم دارن... بعدشم قلیون واسه پوستشون ضررداره
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی