واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
تو رفتي ...گرد و خاك اومه!!! به چند روزه هوا خوب بيد اي چند وقته كته گشتيم....به يه سال سختيش ارزيد زمسون و بهارش رفت....ا الان فصل گرماشه تموم.... سر سبزي و صحرا....ا الان وقته درداشه!! دما تا حد جوش بالا....سحر تا شو فقط كولر فقط شو....زير سد شايد ....مخوسي پي سكل.... خور لر دو شوه كولره زيمه.....تو ميري...خيس عرق بيدم!! الان هم خاك و خول خوردوم...خدا بسمونه ...فهميدم!!! تموم بيس عيد و سرما رفت....ا الان فصل روخونه!! خدا اوه مگر اي شهر...كه بي او مثل زندونه
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی