واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
رامبد جوان : در می زنی،من مثلا یه خانومم،درو باز می کنم میگم بله...تو یه جوری که من حالم بد نشه به من توضیح میدی که ماشینمو دزد برده* پسر خاله : می خواستم بگم اگه به شما بگن باباتون فردا می میره حاضری چه قدر پول بدی که نمیره؟ + هر چی که دارمو ندارم * اگه بگن مادرتونم روش چی؟! دیگه هر چی که دارمو ندارمو از اینورو اونور می تونم جور بکنم... * اگه بگن خودتونم روش سه تایی؟! دیگه نمی دونم باید چی کار کنم... * ولی خوشحال باش...هیچکدومشون نمی میرن.خودتم زنده می مونی یه ماشین قراضه جایه باباتو ننتو خودت به باد رفت!...به درک!
بزرگترین آرزوی مامان من اینه که زیر همه ی وسایل خونه چرخ بود میتونست هرروز جاهاشونو عوض کنه !!! کلا تغییرو دوست داره ! فقط من موندم چطوری اینهمه سال بابامو عوض نکرده !
چراغارو خاموش كنيد ميخوام يه كم با هم گريه كنيم : فك كن فردا جمعه است، ٢٠ روز هم خورديم و خوابيديم و مسافرت و گردش رفتيم ، پس فردا ٧ صبح باز همه بايد پاشيم بريم سر كار ، مدرسه، دانشگاه اگه هنوز گريه نكردى، غروب جمعه فردا رو تصور كن اگه باز هم گريه نكردى خودتو به يه روانشناس نشون بده
از يه جــايي به بعد ديگــه دوس نداري هيچکس رو به خلــوت خــودت راه بــدي حتي اگه تنهايي کلافه ات کــرده باشه ، از يه جــايي به بعد وقتي کسي بــهت مي گه دوست دارملبــخند مــيزني و ازش فــاصله مــيگيري
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 25 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی