دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تـمـوم سـیگـارهـای دنـیـا رو هـم کـه دود کـنـی، تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی را جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش، جـلـب نـخـواهـد کـرد...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خدایا, تـمـام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به سرنوشت گفتم با آنکه با احــــساسم بــــازی کرد چــــه کنم ؟ انگشت بر لبــــانم گذاشت گفت صبور باش ، بسپــــــارش به مـــــا که هیچ احــــدی از سرنوشتش خبـــــری ندارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گل ناز آسمونم بی ستاره است مثه ابرا دل من پاره پاره ست دوباره عطر تو پیچیده در باد نفس امشب برام عمر دوباره است

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

پشت اين ستاره هاي بي حدود هيچ ،غير اين نبود: زندگي ، شبي سياه با چراغ هاي ِ بي نهايت است!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

شب ِ بـاصـــفایـی میشـود .. اگـــر خـــوابهـــایـــم ، میهـــمانــی بـه مـــهربــانــی ِ تـــو داشـــته بـاشـــند

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چشمــان پــرنــده را کــه از او بگيــرنــد، پــروازش بــی نهــايــت مي شــود! چشــم هايــم در دســت تــوســت، بــی نهــايتــم بــاش . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ساعتها کند می دوند زمانی که قرار است دقیقه ای رسد که تنها برای ثانیه ای تو را ببینم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

در تــو صيــادي اســت با آب و دانــه و هــزار چــاقــوي تيــز! و در مــن حمــاقــتي گنجشــک وار کــه آســوده ام مي کشــانــد بــر بــام تــو . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حاشیه نمی روم همه ی داشته هامان همین بوسه هاست و اندک لبخندهایی که بخودمان زده ایم ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آوازی باز پیش قرآول غازهای مهاجر شانه بشانه ی زندگی گوش های خود را نبندیم غرش موج بر سینه ی ستمدیده ی ساحل بندرگاه همیشه پناه پرندگان گمشده است

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اینجا آدمها دسته دسته دست می کشند بر گورهای خویش خاک سرد را نوازش می کنند هیچ خطی دنبال نمی شود این قطار پیش از سپیده ایستگاه را ترک نمی کند حالا کو تا نیمه شب قبرستان قبر من جایی پرت غریبی می کند برای قلبم که دیگر دوباره نخواهد تپید ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام. نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم. جهنم سرگردان! مرا تنها گذار.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دیگر این پنجره بگشای که من به ستوه آمدم از این شب تنگ دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس وین شب تلخ عبوس می فشارد به دلم پای درنگ