دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ضربه ی آخر را “خدایم” زد ! آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی و “خوب” آمد …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دیگر فرصتی برای پیامک دادن نیست دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیـــم دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد...!!! اگر سفر نکنیم..... اگر مطالعه نکنیم..... اگر تحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم اگربه دنبال آرزوهایمان نباشیم اگر احساسات خود را ابراز نکنیم همان احساسات سرکشی که موجب درخشش چشمان ما می شود و دل را به تپش در می آورد اگر دچار روز مرگی شویم تغییری در رنگ لباس خویش ندهیم یا با کسانی که نمیشناسیم سر صحبت باز نکنیم اگر بنده ی عادتهای خویش بشویم و هرروز یک مسیر را بپیماییم اگر به خودمان اجازه ندهیم برای یکبار هم که شده از نصیحتی عاقلانه نگریزیم...................!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نویسنده ها “سیگار “می کشند شاعر ها” هجران” نقاش ها “تابلو” زندانی ها “تنهایی” دزدها “سرک” … مریضها” درد” بچه ها” قد” و من برای کشیدن “نفسهای تو “را انتخاب می کنم من برای نفس کشیدن * هوای تو * را انتخاب می کنم...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کمی گیجم کمی منگم ، عجیب است پریده بی جهت رنگم ، عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم ، عجیب است …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چِشم هایم را می بَندم زمـان را مُتوقف می کنم مسافت ها را از بین می برم و تو را تا ابـــَــــد در آغوش می گیرم دلـم برای آغـوش گرفتـنت تنــگ است...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه تریلی بخرم تو شاگردم میشی!؟ فقط بخواب . منم به عشقت پشت تریلیم می نویسم “بوق نزن سالار خوابه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آخــر هــم نفهمیــدمـ دردم را چگــونــه بگــویـمـ! درد کشیــدمـ...؟ درد گــرفـتــ...؟ درد آمـد...؟ چــرا هیچــوقـتــ بــرایــ درد فعـــل "رفتــــن" صـــرفــ نمـیشــود؟‬

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

می دانم پرنده ای می پری یک روز تلخ باید تو را در واژه ای ساخته ی خودم باور کنم برویم جایی خیلی دور برای درختها و پرنده ها بنویسمت این تراژدی رفتنم و ماندنت چه خوب زود پریدم از خواب کابوس رفتنت را دوباره دیدم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گفته بودی گنج در ویرانه هاست ، راست گفتی ، چون وجودت در دل ویران ماست …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آسمان خیالم هستی رنگ نگاهت ... بارانی نفس ات آتشین و آغوشت خانه ی آرزوها دیار دور منی اینجا غریب مردگی می کنم بی جلوه ها ی درخشانت

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک


چقدر من بدبختم ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

خوش به حالشون