واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
چرا مدتیست مشترک مورد نظر خاموش است؟ کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فــرو ریختــمــ .. از دیدنــ کسی کــه ، تنهــا لبــاسش شبیــه به " تــو " بــود!
کلاغ پـَر...؟؟ نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر ...... خاطراتت هم پـَر صدایت ؛ پـَـــر کلاغ پـَر..!؟؟ نه ؛ کلاغ را بگذاریم برای آخـــر ... جوانی ام پـَر خاطراتم پــَر من هم ... پــَـــــر حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید
@✔کتــ☾ــے ... میخواهم قهوه بخورم تلخ است لطفا کمی به فنجانم نگاه کن ما همیشه به اندازه ی یک فنجان چای شیرین وقت داشتیم ولی ... هیچ گاه حرفی جــز تلخی جدایی ها نزدیم !!!ـ
@•– - Mαт - – یکــ فنجآن چاے داغ وَ نگاهِ خیره اَمــ به آن که عرق بــِ چهره فنجآن نشانده! از این چاےِ داغ همــ کمترے آیا؟ که حتے ضجه هایمــ نیز مانعتــ نشد چه رسد به عرقِ شرم کردنتـــ از هُرمــِ نگاهم!!!
و مــن هــر روز، بــه مــوريــانــه هــايــي فکــر مــي کنــم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــاي خيــال ام را مــي جــونــد! به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم.... از حـــــــال مــیــروم....!.!.!
@✔کتــ☾ــے ... یکنفر در هـمین نزدیکــی ها چــيزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
@•– - Mαт - – روی دیوار روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو چشــــم می کشم و دهانی که بخندد به این همه تنهایی و انتـــظار ... این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ و تکه ذغالی که خطــــ می کشد نیامدنتـــــــــ را ...
@•– - Mαт - – بگو کجا پنهان شده ای که در قهوه ای سرکشیده ام هم فالگیر پیدایت نمیکند . . . یک استکان چای داغ مهمان منی ، کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات ، نوش جان! چای وفاداری من همیشه تازه دم است...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی