واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
زنگ زد به مادر بزرگش خبر بده دانشگاه قبول شده ... پیش خودش گفت پیرزن چه میدونه رشته ها چه فرقی با هم دارن ؟ بعد از این که گفت شیمی قبول شدم ... پیرزن پرسید : شیمی قبول شدی یا مهندسی شیمی ؟
. می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟ بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید ، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
يه لحـــظه پيـــش خودت تـــصور كن : تو حموم باشـــي يهـــو يادت بياد حولـــه ات رو با خودت نياوردي , داد بزنـــي كه يكي واست حوله بـــيارهبعد از چند دقيقـــه صداي در بياد در رو باز كـــني يه دست بياد تو حوله ات رو بهـــت بده . بعد همون جور كه داري لباســـت رو مي پوشي يادت بياد كه همـــه رفتن مسافرت و كســـي خونـــه نيــــــست !!!!
میگم تا حالا دقت کردین تو خونه یه سری وسایل هست که همیشه همه جا میبینیشون اما خدا اون روز رو نیاره که بهشون احتیاج پیدا کنی!!! یعنی اصن از هستی محو میشن!!!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 3 ساعت و 10 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی