واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
بلرزید کوه ها از غم ، خیانت را رصد کردند / میان آسمان عشق به ماه من حسد کردند/ بغرید رعد ها از خشم ، شهامت خرد شد ، پوسید / قیامت کرد زمین وقتی ، ستاره ماه را دید . . .
اعتراف ميكنم يه بار اول يا دوم راهنمايي كه بودم با يكي از دوستام داشتيم مي رفتيم مدرسه يه كلاغ ديديم كه تو منقارش گردو داشت اون قدر صر و صدا راه انداختيم گردو و انداخت فرار كرد ما هم گردو رو نوش جان كرديم
قدیما میگفتن پزشک ها محرمن بعد گفتن فیلمبردارو عکاس محرمن الانم که دی جی و گروه بزن و برقص محرم شدن ؛خو لامصبا این عاقد بدبختم محرم کنید انقدر یالله یالله نکنه داره میاد تو
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی