واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ما آدما اول به هم دل ميبنديم!
بعد کم کم عاشق ميشيم
اين عشق همون کشه!
که اگه همه چيز طبيعي باشه و به قول معروف هيچکدوم از دو طرف بيمار دل نباشن به هم نزديک
نگهشون ميداره
اما به محضي که يکي شروع کنه به لج بازيو بد قلقي کش بازي شروع ميشه!
اون دور ميشه و طرفش که عاشقه دنبالش راه ميافته
اون ميره و ميره_بي توجه به اينکه کسي داره دنبالش مياد_
اون ميدوه و اونم پشت سرش
انقدر اينور اونور ميکنه که اون يکي از نفس ميافته
مي ايسته تا نفسش جا بياد ولي اون بي توجه به دويدنش ادامه ميده!
اون ميدوه و کش عشقشون نازک و نازک تر ميشه........
.........و سرانجام کش پاره ميشه!
زندگی می کنم، حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم؛ چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم می سازد؛ بگذار هر چه از دست می رود برود؛ من آن را می خواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را ...
شکوهی در جانم تنوره می کشد گوئی از پاک ترین هوای کوهستان لبالب قدحی در کشیده ام. در فرصت میان ستاره ها شلنگ انداز رقصی میکنم- دیوانه به تماشای من بیا! "احمد شاملو ، وصل، از مجموعه آیدا در آینه"
كمي دروغ بگو پينوكيو.... دروغ های تو قابل تحمل تر بود ! به خاطر کودکی بود و شیطنت ... به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی که ببینی یک دروغ ،چه ها میکند ! این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود ! به بهای یک دل شکستن ! اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود ! اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند !!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی