واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یه روزی دست این کلاغ ِ که آخر قصه ها به خونش نرسیدُ میگیرم میبرم در خونشون، مادرش که اومد دم در، بهش میگم بیا این توله سگتو جم کن از خیابونا، آخه تو چه مادری هستی... داری چکار میکنی این بچه رو میفرستی دنبال نخود سیا!
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛ گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛ وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛ طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم ...
#گاهی گمان نمیکنی ولی میشود، #گاهی نمیشود، نمیشود که نمیشود، #گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست، #گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود، #گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، #گاهی تمام شهر گدای تو میشود...
پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!... آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند غم، صدایت نکند ظلمت شام، سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...
#دیروز با یک دسته گل رز آمده بود به دیدنم -با یک نگاه مهربان- همان نگاهی که سالها آرزو داشتم و از من دریغ میکرد... گریه ای کرد و گفت دلش برایم تنگ شده! #فاتحه ای خواند و رفت
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 41 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی