واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
به بیشتر رفقا سرزدم....وبه بعضی ها خطاب...کسی رو یادم نرفته....حواسم بودکجابایدبرم....این روزا دلم عجیب گرفته از خودم....شک دارم خوب بشم...ولی هستم..تنها نمیزارم رفیقامو
اونی که میره نه اینکه ارزش دیگران کمه که نمیمونه نه.....شاید مشکلی هست...شاید باید بره تا یه نفر بفهمه بااون بهتره یا بی اون...همیشه که نباید تحمل کرد..ولی وقتی میری نباید برگردی....
نادونی بر چند وجه می باشد : یکیش اینه که دیرت شده بعد توهم برت میداره که راهی نیست پیاده میرم . . . بعد میرسی میبینی جلسه تموم شده و تو رسما توی جلسه شلغمی بیش نبودی.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی