واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
از كتاب فروشي پرسيدند: «وضع كاسبي ات چه طور است؟» كتاب فروش گفت: «خيلي بد، كساني كه پول دارند، سواد ندارند و كساني كه سواد دارند پول ندارند تا كتاب بخوانند
بوسه های غافلگیرکننده آدم را می فرستند به فضا؛ حالا نه راه زمین را به من نشان می دهی، نه با یک بوسه دیگر مرا می فرستی آنقدر دور که دیگر فکر زمین را نکنم.
@آقـا اَمـیـن و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم تري میخواهد .
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 17 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی