واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
فــــــــــــرق نمیـــــــــــــکنه دور و بَـــــــــرت چقـــــــدر شـــــــــلوغ باشـــــــه وقتــــــــــــــــــــی از درون تنــــــــــــــــــهایی...
يک راننده BMW Z 24 در يکي از جاده هاي آلمان با سرعت 140 مايل در ساعت ( تقریباً 233 کیلومتردر ساعت) در حال حرکت بوده که با يک گوزن که در وسط جاده بوده برخورد ميکنه . راننده بعد از پياده شدن از ماشين اثري از گوزن نميبينه ، ولي بعد از باز کردن کاپوت ماشين با اين صحنه برخورد.
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ ما !! ::::>>>برو بمیر : برو گمشو ! بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد ! می میرم برایت : عاشقتم ! می مردی ؟!!! : چرا کار را انجام ندادی ؟ ... مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟ نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !مردیم تا ... : صبرمان تمام شد ! مرده : بی حال ! مردنی : نحیف و لاغر ! مردم : خسته شدم! من بمیرم ؟!!! : راست می گی؟
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی