واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
بدشانسی یعنی دوست دخترم زنگ زده میگه یه چیزی خونتون جا گذاشتم , حالا من هی با استرس میگم چی ؟ اونم جواب نمیده ... کل خونه رو گشتم ... تا زیر تختا .. تو حموم ... همه جا ... زنگ زدم میگم چی جا گذاشتی , یکم فک کن جان مادرت ... میگه دلمو عزیزم ... پیش تو جا مونده
یه روز یه استادی یک ساعت ونیم درباره ی برتری علم بر ثروت برای دانشجوهاش سخنرانی کرد تا ثابت کنه علم از ثروت بهتره. صحبتش که تمام شد گفت کسی سوالی نداره؟ یکی دستشو بلند کرد، استاد با خوشحالی گفت بپرس عزیزم دانشجو پرسید: استاد عمه داری؟!
یادش بخیر وقتی معلم می گفت کی میره تخته پاک کن رو تمیز کنه ؟ بخاطر اینکه از کلاس بزنیم بیرون حاضر بودیم اون همه گچ بره تو حلقمون ... و شدیدا داوطلب میشدیم....
دلم یک کوچه می خواهد ... دو طرفه ببینم ......... ببینی سکوت........... سکوت ببخشم .......... ببخشی گریه .. گریه .............گریه به حرمت تمام ان روزها و دیگر هیچ منتظرم می ایی؟
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی