آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ ترجیح میدهم چوپان باشم همدیگر را بدرید من نی میزنم ♪ ♪♪ ♫
آقـا اَمـیـن
وقتي مو توي غذا باشه ، فرقي نميكنه مژه ي دلبر باشه ، يا سيبيل اكبر
آقـا اَمـیـن
پشتکار رو از اون ساعتِ زنگداری یاد بگیر که تادهنتو سرویس نکنه، صداش قطع نمیشه
آقـا اَمـیـن
خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است و به هر کس که بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند
آقـا اَمـیـن
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
آقـا اَمـیـن
از دستشویی شرکت اومدم بیرون منشیه یه نگاهی میکنه و با پوزخند میگه دستشویی بودین ؟ پ نه پ بک تو بک آفتابه ام طفلی مرخصیه رفتم جاش واستادم
آقـا اَمـیـن
دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره
آقـا اَمـیـن
با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم
آقـا اَمـیـن
بعضی ها بی غصه پیرن ، بعضی ها با غم رفیقن ، بعضی ها از بس عزیزن، هرگز از دلها نمیرن
آقـا اَمـیـن
گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم قسم به جان توكه ازجان به تو مشتاق ترم
آقـا اَمـیـن
یه روز غضنفر داشته زیر آب غواصی می کرده که یهو سر و کله یه کوسه پیدا میشه , کوسه بهش میگه : فارسی؟ غضنفر میگه : از کجا فهمیدی ؟ کوسه میگه آخه اونایی رو که بستی پشتت کپسول آتشنشانیه
آقـا اَمـیـن
غضنفر رو میبرن برای اعدام ازش میپرسن حرفی نداری میگه نه ... میبرنش بالا طناب دارو میندازن گردنش یکدفعه میگه صبر کنین حرف دارم ... میگن بگو ... رو میکنه به دوستش میگه ممد خونتون از این بالا پیداست
آقـا اَمـیـن
به حیف نون می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه؟ میگه: کام هیر. میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه؟ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر!
آقـا اَمـیـن
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهن و می گیرن و راه می افتن طرف شهر. اولی میپرسه: کی می رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن. می رن و می رن … تا اولیه خسته میشه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟ دومیه برمی گرده و عقبو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی