دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

برای غلبه بر ظلمت كافی است چراغ روشن كنیم ، چون نمی توان ظلمت را روشن كرد .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دعاي شب يک كودك : خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم ، جيش هم كردم ، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه روز غضنفر دوست دخترشو سوار موتورش ميكنه دختره هم شروع ميكنه حرفايه عاشقونه زدن ميكًه: نكًات مال منه،لبات مال منه،قلبت مال منه غضنفر موتورو ميزنه كنار ميكًه: بياده شو حتماً الان ميكًي موتورم مال تويه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روز یه مرده ای می میره از پسرش می پرسن که چی شد پدرت مرد؟ پسر می گه:شیر خورد مرد بهش می گن یعنی چه؟ چطوری؟ میگه داشت شیر می خورد گاوه نشست

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قطعه ای از شاهكار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گدايی زنگ خونه پيرزنی رو می زنه پير زن میگه : باز اومدی گدايی ؟ گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بيايم خواستگاری !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يكی داشت يكی رو بدجوری كتک می ‌زد و هی داد می‌زد : كمک ! كمک ! گفتند : تو داری اينو می‌زنی ، چرا كمک میخوايی !!! گفت : آخه اين گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ، ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟ ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ... عجب نفسی داره ... !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روز یه دختر بچه به باباش میگه : نقاشیم قشنگه ؟ باباش میگه : آره دخترم ، حالا بگو جی کشیدی ؟ دختره میگه ک گاو با علف ، باباش میگه پس کو علفا ؟ دختره میگه گاو همشو خورده . بابا باز میگه : پس کو گاوه ؟ دختره میگه : علفاش تموم شد گاو رفتش

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه بار يه گوسفندي رو ميزارنش پشت وانت ميبرنش کشتارگاه بعد وقتي ميرسن به کشتارگاه صاحب گوسفنده ميبينه گوسفنده داره گريه ميکنه ميگه برا چي گريه ميکني ميگه آخه من مي خواسم جلو بيشينم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روزی غضنفر داشته امتحان رانندگي ميداده. سرهنگه ازش مي پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي كنه مي پرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!

این ارسال را بازنشر کرده است.