آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
برای غلبه بر ظلمت كافی است چراغ روشن كنیم ، چون نمی توان ظلمت را روشن كرد .
آقـا اَمـیـن
یه روز یه مرده ای می میره از پسرش می پرسن که چی شد پدرت مرد؟ پسر می گه:شیر خورد مرد بهش می گن یعنی چه؟ چطوری؟ میگه داشت شیر می خورد گاوه نشست
آقـا اَمـیـن
قطعه ای از شاهكار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود
آقـا اَمـیـن
طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ، ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟ ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ... عجب نفسی داره ... !
آقـا اَمـیـن
یه روز یه دختر بچه به باباش میگه : نقاشیم قشنگه ؟ باباش میگه : آره دخترم ، حالا بگو جی کشیدی ؟ دختره میگه ک گاو با علف ، باباش میگه پس کو علفا ؟ دختره میگه گاو همشو خورده . بابا باز میگه : پس کو گاوه ؟ دختره میگه : علفاش تموم شد گاو رفتش
آقـا اَمـیـن
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد
آقـا اَمـیـن
یه روزی غضنفر داشته امتحان رانندگي ميداده. سرهنگه ازش مي پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي كنه مي پرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف .
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی