واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@بانو جاسمین میره کتابخونه کتابش رو پس میده… خانم کتابدار میگه: خوب کتابش جالب بود؟ @بانو جاسمین میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بودین؟ (از دست این @بانو جاسمین )
قاضی به @بانو جاسمین میگه: چرا با سر زدی توی صورت @آقـا اَمـیـن ؟ @بانو جاسمین : جناب قاضی! خودش میخواست، هر وقت من را میدید، میگفت یک سری به ما بزن!
اميد من موبايلم كانكته خودم لالا. با موبايلم نميشه پست هات رو لايكيد چون اسمت طولانيه بخش #لايك و #بازنشر حذف ميشه. . . هروقت پاي سيستم نشستم ميخونم و ميلايكم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی