محـــمد
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره .......................که به سینه میزدی …
محـــمد
اگه نیمه گمشدتو پیدا نکردی زیاد مهم نیست… .............درد واقعی از اونجایی شروع میشه که نیمه پیداشدتو گم کنی…
محـــمد
کاش می دانستی و می فهمیدی که برای داشتنت........................... دلی را به دریا زدم که از آب واهــــــــمه داشت
محـــمد
خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن ......تا درهایی را كه به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم
محـــمد
کلافه کرده ای مرا .......................................چرا همیشه لبخندهایت از نوشته های من زیباتر است؟
محـــمد
عشق، اگر عشق باشد… ناممکن ترین ها را امکان می بخشد .............................تنها برکه ای ست که می توانی در آن غر ...
محـــمد
بی خبر بودی از زاری من ................................غافل از رنج بیداری من
محـــمد
ای خدا چرا من به همه بدهکارم .........................چی میشد یکی بدهکار من بود
محـــمد
انقدر نکبت کشم.............................................تا روزگار شرمش شود
محـــمد
دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم. ....................................ما روی زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دورمی زند...
محـــمد
معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار......................................................این روزها مرا درآغوش خویش سخت به بازی گرفته است !