محـــمد
دلم آغوش میخواهد ! نه مرد ، نه زن ! خدایا. . . زمین نمی آیی ؟؟؟
محـــمد
زدم فریاد خدایا این چه رسمیست ..........رفیقان را جدا کردن هنر نیست .............رفیفان قلب انسانند خدایا............بدون قلب چگونه میتوان زیست
محـــمد
گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، چقدر تشنه بودم پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...!
محـــمد
بعضـــی چیــــز هـــا رو بـــایـــد بنــــویســـم نـــه بــــرای اینکــــه همــــه بخـــونـــن و بگــــن " عالیـــــه " نـــــــه ... فقط برای اینکه.......... بــــرای اینکــــه خفــــه نشــــم همیــــن
محـــمد
رفته ای ؟؟؟ بعضی ها بهش میگن قسمت اما من تازگیها بهش میگم به درک
محـــمد
وقتی دلت می گیره وقتی دلت خسته شــد ، دیگر خنده معنایی ندارد ...
محـــمد
ای دِل بــی اَرزش!!!!!!لامَـــصــب.................یــاد بگیــر!
محـــمد
هیچ وقت خودت رو ۱۰۰% خرج کسی نکن ؛که تا ۱۰ بیشتر بلد نیست بشمره . . . !
محـــمد
از دستم رفتی.. کاش از دلم هم میرفتی