محـــمد
سری را که درد نمیکند دست مال نمیبندند........اما سر من درد میکند برای دستی که مال تو باشد . .
محـــمد
خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم.... تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید .....!
محـــمد
باختم در عشق، اما باختن تقدير نيست، ..................ساختم با درد تنهايي، مگر تقدير چيست؟
محـــمد
برای پیش تو بودن “بلیط” لازم نیست مرور قصه ی دل کافی ست . . .
محـــمد
تو گران مایه ترین تصویری،من اگر قاب تو باشم کا[!]ت،ای صمیمانه ترین ایت مهر،با صمیمانه ترین یاد به یادت هستم
محـــمد
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و آرام آرام گریست
محـــمد
دوستت داشتم… یادت هست؟ گفتم دوستت دارم… و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم … اما انقدر بزرک شدم که یادم رفت دوستت دارم
محـــمد
نگو بار گران بودیمو رفتیم. نگو نامهربون بودیمو رفتیم. آخه اینها دلیل محکمی نیست. بگو با دیگران بودیم و رفتیم.
محـــمد
دوستی یه حادثه و جدایی قانون است. بیا حادثه آفرین و قانون شکن باشیم............
محـــمد
میرسد روزی که بی هم میشویم ،،یک به یک از جمع هم کم میشویم....میرسد روزی که ما در خاطرات ،،موجب خندیدن و غم میشویم....گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق،،میرسد روزی که بی هم میشویم
محـــمد
شیشه ای میشکند........یک نفر میپرسد:که چرا شیشه شکست؟یک نفر میگوید:شاید این رفع بلاست،دیگری میگوید:شیشه ی پنجره را باد شکست...دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت،غصه ام را نشنید ،از خودم میپرسم ،ارزش قلب من ازشیشه ی یک پنجره هم کمتر بود
محـــمد
شبی ساقی ز من پرسید که جانا ارزویت چیست؟..............بگفتم بودن دوستم که جز او ارزویی نیست
محـــمد
این روزها زیــــــــادی ساکت شــــــــــده ام ، نمی دانــــــم چـــــــرا حرفــــــــهایم، به جـــــــــــــای گلو از چشمهایم بیرون می آیند