محـــمد
دستت را خواندم کار آسیابان پیر نبود ......... سفیدی موهایم
محـــمد
یا به اندازه تلاشت ارزو کن ........... یا به اندازه ارزویت تلاش کن
محـــمد
سنگين ترين سکوت هاي شبانه ام را در اولين شب پاييزي خواهم شکست ...........
محـــمد
نقاش نیستم ولی تمام لحظه های بی تو بودن را درد می کشم........................
محـــمد
باید به غم چشمانت عمیق تر فکر کنم......
محـــمد
کاش میمردم ولی چشمام نمی دیدن این روزارو...........................این روزا ای که با گریه می گذرونم لحظه هارو
محـــمد
روزگار ما وفا با ما نداشت ..طاقت خوشبختی ما را نداشت.. پیش پای عشق ما سنگی گذاشت ..بی خبر از مرگ ما پروا نداشت
محـــمد
اي اشک ، آهسته بريز که غم زياد است ................................ اي شمع آهسته بسوز که شب دراز است
محـــمد
عاشقی مقدور هر عیاش نیست، غم کشیدن کار هر نقاش نیست.....................
محـــمد
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما، همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها................................
محـــمد
باختم در عشق، اما باختن تقدير نيست، ساختم با درد تنهايي، مگر تقدير چيست؟
محـــمد
طلوع کن از سرزمین رویاهایم ای ستاره ی شب های تاریکم ! ..........................آسمان دلم را منتظر مگذار