محـــمد
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام بر رفقا
محـــمد
نگو بار گــــــران بـودیـــــمو رفتـــــیــــــم نگو نامهــــربان بـودیـــمو رفــــتـــــیم نگو ، اینها دلیل محکمـــی نیست بـگو با دیگران بودیمو رفتــیم
محـــمد
خیلی وقته که دیگه زندگی خوش نمیگذره فقط میگذره
محـــمد
تجربه ی هزاران سال زیستن یک خواب راحت کنار توست... ... هیسسسسسسسسس هیچ مگو ... بگذار کودکان درونمان تمام سالهای استرس را در خوابی بیدار آلود تلافی کنند...
محـــمد
من برای متنفر بودن از كسانی كه از من متنفرند وقتی ندارم زیرا من گرفتار دوست داشتن كسانی هستم كه مرا دوست دارند
محـــمد
ه هرکس می گویم "تــــــــو" به خودش میگیرد. . . اما نمی داند که هیچ کس برای من "تـــــــو" نمی شود. . . . !
محـــمد
بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم ! بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت ، دل حکم کن ! حکمِ دل : هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ... ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم . این دلِ من ! رو بکن حالا دلت را ! دل نداری ؟! بُر بزن اندیشه ات را ... حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم...
محـــمد
زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی شروع شد!!! دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی… بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازی تمام شد... زندگی را باختی اشکاتو پاک کن همسفر گاهی باید بازی رو باخت
محـــمد
قدش به "عشق" نمی رسید ...... "غرور"ام را زیر پا گذاشت تا برسد!!