محـــمد
زخم که میخوری ، مزه مزه اش کن ، ..............................حتما نمکش آشناست !
محـــمد
رفیق بی معرفت را کمتر از دشمن نمی دانم شوم قربان آن دشمن که بویی از معرفت دارد
محـــمد
اینجا غروب........سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم......................
محـــمد
بس کن ساعت ، دیگر خسته شده ام … آره من کم آورده ام …خودم میدانم که نیست … اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش !
محـــمد
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر ، بی کسی هم عالمی دارد .............