محـــمد
آب نریختـــــم که برگردی ..........آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!
محـــمد
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ،......................................... مکث کنی
محـــمد
کفرم را که در می آوری ،..................................................... ایمانم به عشق بیشتر میشود !
محـــمد
از درد و دلت فقط درد سهم من شد............................................................ و دلت سهم دیگری .
محـــمد
هست را اگر قدر ندانی میشود بود ...........................................و چه تلخ است هست کسی بود شود
محـــمد
حرارت لازم نیست ، .........................................گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت .
محـــمد
آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس میشکند ، هنوز شعله ورند ، ....................................نسیم مهربانی تو کی می وزد ؟
محـــمد
در کجا رسم بر این است که عاشق نشوی ؟ ...........................................باغبان باشی و دلتنگ شقایق نشوی ؟
محـــمد
خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست” ؟...........................
محـــمد
وسعت یاد کردن همیشه گفتنى نیست پس به وسعت ناگفته ها به یادتم....................................
محـــمد
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید ،.............................. یادش باشه ریشش کجاست .
محـــمد
هزار بار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد ! .......................................این تخت خواب "آغوش" کم دارد .