محـــمد
زنده ام با نفس تو ..................
محـــمد
زخمی به دلم مانده ... دلت را قرض میدهی؟ امشبم را مرحم باشد ...
محـــمد
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم تعجب نکن ، مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
محـــمد
خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم.... تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید .....!
محـــمد
باختم در عشق، اما باختن تقدير نيست، ..................ساختم با درد تنهايي، مگر تقدير چيست؟
محـــمد
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و آرام آرام گریست