خاتـــــღـــــــون ツ
بدم میاد از این آدم مجازیا که عشقشونم مجازیه! بعدن هر روز دارن واسه یکی عاشقانه مینویسن اینجا! : /
خاتـــــღـــــــون ツ
در غزلگردیهای تو تا سمفونی آبی سوگ مشکوک سازها را یکجا گریه کنم . . . هزار سال دلم میخواست با تن تنها گریه کنم. . .
خاتـــــღـــــــون ツ
ینی روزی به اون سطح از گذشت و عشق میرسم که عین مامانم که تا گوشی بابام زنگ میخوره بدوه تا بابام بلند نشن منم بتونم بگذرم؟
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .